هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

204

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

على ( ع ) در جنگ « احد » قريش از آن هنگام كه با آنچنان شكست غير منتظره‌اى در « بدر » روبرو شد آرام نداشت و همان‌گونه كه گفتيم طى يك سال بعد آماده انتقام‌گيرى از محمد ( ص ) و يارانش مىگرديد يك سال كه گذشت همه چيز آماده بود هم‌پيمانان كافر و يهودى قريش با او جمع آمدند و هر آن كس از صاحبان امتياز و مقام و ثروت كه نسبت به اين دين جديد كينه و نفرت مىورزيدند بدان پيوستند . عباس بن عبد المطلب نيز براى كسب خبر و آگاهى از تصميمهاى آنها ، گاه بگاه در نظرخواهيهاى ايشان شركت مىجست و وقتى كه تصميم به اشغال « مدينه » گرفتند طى نامه‌اى جريان را به پيامبر اكرم ( ص ) بازگفته از تصميم مشترك ، نيرو و توان رزمى آنها و . . . سخن گفت و نامه را بوسيلهء مردى از طايفهء غفار فرستاد و به دو سفارش كرد كه ضمن رعايت رازدارى و پنهانكارى ، تا آنجا كه مىتواند شتاب بخرج دهد و او نيز چنان به شتاب رفت كه سه يا چهار روز بعد در مدينه بود . نامه را به پيامبر ( ص ) داد ؛ او آن را به ابى ابن كعب داد تا بخواند و سفارش فرمود خبر را سر به مهر بگذارد و از محتواى آن با كسى سخن نگويد . آنگاه به منزل سعد بن الربيع رفته و از مضمون نامه آگاهش ساخت و او را نيز به رازدارى فراخوانده فرمود : اميد كه در اين امر ( تصميم جنگجويانهء قريش ) خيريتى باشد . پيامبر ( ص ) از همان لحظه براى رويارويى با قريش به تدارك‌جويى پرداخت و تهيه اين كار ديد ؛ قريش و هم‌پيمانانش نيز در اوايل شوال سال سوم هجرى با لشكريانى شامل سه هزار جنگجو و پانزده زن از جمله هند دختر عتبة همسر ابو سفيان بن حرب ، رهسپار اشغال « مدينه » گرديدند وقتى به « ايواء » كه قبر آمنه بنت وهب مادر گرامى پيامبر